تبلیغات

 
نظرسنجی

 
متفرقه

 ۱۳۸۹ جمعه ۱۲ شهريور
بازدیدکنندگان: Label نفر
همکنون (آنلاین): - نفر
---------------------------

وب سایت شهید احمد کاظمی

Google

در این وب سایت
در كل اينترنت

 
 
خاطرات یک سرباز قسمت دوم (اوج مهربانی یک سردار) 
او را از همان روزی که به پادگان ستاد امده بودم زیر ذره بین نگاه خود داشتم و نمی دانم که چرا تا این حد عاشقش شده بودم .روز پنج شنبه یکی دوسرباز را در نزدیکی شامگاه به علت عدم احترامات نظامی به بازداشتگاه فرستاد

شهید احمد کاظمی

او را از همان روزی که به پادگان ستاد امده بودم زیر ذره بین نگاه خود داشتم و نمی دانم که چرا تا این حد عاشقش شده بودم .روز پنج شنبه یکی دوسرباز را در نزدیکی شامگاه به علت عدم احترامات نظامی به بازداشتگاه فرستاد ، خبر این مسئله مثل توپ بین بچه ها در شامگاه صداکرد من ان روز پست بودم تو پادگان. بعضی سربازهای پادگان متاسفانه نسبت به احترامات نظامی پایبند نبودند و انرا نوعی اعتبار برای خود میدانستند .
اما کسی به یاد نداشت که مقامی در ستاد به این علت سربازی را در بازداشتگاه بیندازد .
هیچ گاه یادم نمی رود که دو یا سه ساعت بعد به دستور سردار احمد کاظمی ان سربازهای متمرد ازاد شدند .اوج مهربانی یک سردار به سرباز ، حتی حاضر نشده بود به سربازی که به فرمانده نیروی هوایی ساده ترین احترام نظامی را بگذارد یک شب بازداشتی بدهد .

دسته بندي: خاطرات-اخلاق و منش :::: تاريخ انتشار: ۱۳۸۸/۱۱/۱۹-8:56 PM
ردیف مطلب: 411 :::: کد مطلب: 646421139
پيوند لینک اختصاصی خبر      چاپ چاپ
 
ارسال نظرات در مورد این مطلب
نام:
وبلاگ:
ایمیل:
نظر:

 
 

 
آخرین نظرات رسیده در مورد این مطلب