۱۳۸۹ سه شنبه ۱۶ شهريور بازدیدکنندگان: Label نفر همکنون (آنلاین): - نفر --------------------------- آمار در این وب سایت در كل اينترنت دریافت كد
آمار
این متن دل نوشته یک زائر شهید است که که در 22 مهرماه همین امسال در کنار مزار شهید کاظمی حاضر شده است و ... یه کمی دورتر....در گلستان ان جا که اشک هایم بودنم را فریاد زدند،انجا که لبانم را بر نام یک بهشتی پیوند می زنم،انجا که تنها با چشم هایم دل تنگی هایم را گفتم ،....انجا که راه بهشت است... به انجا نرفتم تا بناهای 400یا500سال پیش یابیشتر را ببینم نیامدم تا نماهای مرمت شده هزاران ساله راببینم ...امدم تا تو که چهار سال است عروج کرده ای را ببینم امده ام تا جسم را نه بلکه خودِخودت را ببینم... تا در اغوشت جا شوم... تنها امده ام که پل ارتباط دلم را باتومحکم تر کنم که اگر خدایی ناکرده شکافی این وسط ها ایجاد شده ان را با دستان خود مرمت کنی...... اینکه حالا اگر امده ام تو ببخش...اصلا امده ام که بگویم جفای این چهار سال را ببخشی ،امده ام پیشا پیش برایت ناز کنم که بگویم اگر 19 دی در گلستان نیستم در عوض 22مهر که هستم ...امده ام که بگویم کوچک ترینت اخر چشمش به دیدارت روشن شد که بگویم امده ام تا راه را چاه را به من نشان دهی ...اخلاص را برایم هجی کنی....امده ام تا از خنده هایت راه کربلا را ،پشت مهدی فاطمه بودن را بفهمم ...امدم تا پوچی دنیا را برایم معنا کنی... امدم که بگویم ان در ورود به بهشت را که گفتی یافتم ،بگویم فکر کنم خدا بعد از عذاب و بخششش وشفاعت تو تنها راه ورودم به بهشت همین یک دررا قرار میدهد ... برای من کم سعادت همین یک در بس است که ....نه!زیاد هم هست من را از دعا فراموش نکن یامهدی.... منبع : وبلاگ : این بار شروع برای رسیدن به خدا .... http://www.asemanedel88.blogfa.com/
به انجا نرفتم تا بناهای 400یا500سال پیش یابیشتر را ببینم نیامدم تا نماهای مرمت شده هزاران ساله راببینم ...امدم تا تو که چهار سال است عروج کرده ای را ببینم امده ام تا جسم را نه بلکه خودِخودت را ببینم... تا در اغوشت جا شوم...
تنها امده ام که پل ارتباط دلم را باتومحکم تر کنم که اگر خدایی ناکرده شکافی این وسط ها ایجاد شده ان را با دستان خود مرمت کنی......
اینکه حالا اگر امده ام تو ببخش...اصلا امده ام که بگویم جفای این چهار سال را ببخشی ،امده ام پیشا پیش برایت ناز کنم که بگویم اگر 19 دی در گلستان نیستم در عوض 22مهر که هستم ...امده ام که بگویم کوچک ترینت اخر چشمش به دیدارت روشن شد که بگویم امده ام تا راه را چاه را به من نشان دهی ...اخلاص را برایم هجی کنی....امده ام تا از خنده هایت راه کربلا را ،پشت مهدی فاطمه بودن را بفهمم ...امدم تا پوچی دنیا را برایم معنا کنی...
امدم که بگویم ان در ورود به بهشت را که گفتی یافتم ،بگویم فکر کنم خدا بعد از عذاب و بخششش وشفاعت تو تنها راه ورودم به بهشت همین یک دررا قرار میدهد ...
برای من کم سعادت همین یک در بس است که ....نه!زیاد هم هست
من را از دعا فراموش نکن
یامهدی....
منبع : وبلاگ : این بار شروع برای رسیدن به خدا ....
http://www.asemanedel88.blogfa.com/